Tuesday, November 30, 2010

shemshak شمشک


















زمستان است و درختان لخت و عور در نفیر باد در عین خاموشی و خواب می رقصند
زمستان است و خانه ها تنها دو رویان روستا هستند که گرما را در سرما محفوظ کردند
زمستان است و کوه ها میزبان بزم سپید آسمانی هستند
زمستان است و برفها تنها مهمان ناخوانده طبیعت هستند که کسی شاکی اش نیست
زمستان است ؟ نه هنوز زمستان نیامده، اما صدای آمدنش آمده

Sunday, November 28, 2010

night and beach

















یک بار از کنار دریا عبور کردی
یک عمر
امواج
برای بوسیدن جا پایت
می آیند و می روند
// گروس عبدالملکیان

عکس مربوط میشه به شبانه های ساحل در جزیره کیش

Saturday, November 27, 2010

attacking unawares
















انسان بی آنکه خود بداند گاهی غافلگیر می کند و آن وقت خود به وسیله ی خودش غافلگیر می شود
رضا براهنی 

Sunday, November 21, 2010

kaan parish in tehran پاییز در محله کن تهران


 















توشه یی از بهاران ندارم،
یادگاری ز یاران ندارم،
گرد خاموشی و خستگی،
روی قلبم نشسته،
همچو خزان خموش و زرد،
... در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
باز به چشم خسته ام



شعر از امیرحسین سام
عکسها مربوط به پاییز محله کن تهران است، کوچه باغهای محله کن تهران در پاییز واقعا دیدنی است خصوصا با باغهای مملو از خرمالو، تهران هنوز محله هایی برای نمایش پاییز را در خود  دارد

Saturday, November 20, 2010

stream جویبار

     















   
بوی جوی مولیان آید همی                  یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او                  زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست      خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیر زی          میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا بوستان        سرو سوی بوستان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان      سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی          گر به گنج اندر زیان آید همی
شعر از رودکی

Thursday, November 18, 2010

chitgar park پارک چیتگر






















عکسهایی از پارک جنگلی چیتگر در ماه آبان را می بینید که ردای پاییزی به تن کرده

Friday, November 12, 2010

autumn پاییز زیبا در طبیعت آهار شکرآب






















از چهره طبیعت افسونکار
بر بسته ام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
این جلوه های حسرت و ماتم را
پاییز ای مسافر خاک آلوده
در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگهای مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری
جز غم چه میدهد به دل شاعر
سنگین غروب تیره و خاموشت ؟
جز سردی و ملال چه میبخشد
بر جان دردمند من آغوشت ؟
در دامن سکوت غم افزایت
اندوه خفته می دهد آزارم
آن آرزوی گمشده می رقصد
در پرده های مبهم پندارم
پاییز ای سرود خیال انگیز
پاییز ای ترانه محنت بار
پاییز ای تبسم افسرده
بر چهره طبیعت افسونکار
 // فروغ فرخزاد
اینجا طبیعت زیبای آهار شکرآب است در کوچه باغهای آلبالو گیلاس که همگی به زردی گراییدند، به قول مهدی اخوان ثالث پاییز پادشاه فصل هاست،


Wednesday, November 10, 2010

holy shrine in shiraz

















آرامگاه و زیارتگاه شاهچراغ در شیراز

تاريخچه آرامگاه احمدبن موسی
در سال ۷۴۵ (ه.ق) مادر شاه شيخ ابواسحاق اينجو پادشاه فارس، ملكه تاشی خاتون اقدامات نيكويي بر بارگاه آن حضرت انجام داد. اين بانوي نيكوكار، اقدام به بهسازي بارگاه كرد و در عرض ۵ سال از سال ۷۴۵ تا ۷۵۰ (ه.ق) آرامگاهي وسيع و گنبدي بلند بر آن ساخت. همچنين در جنب آرامگاه، مدرسه‌ای وسيع بنا كرد. او همچنين تعداد زيادي از مغازه‌های بازار نزديك حرم و ملك ميمند فارس را وقف بر اين آستان مقدس كرد. ابن بطوطه جهانگرد مراكشي كه در سال ۷۴۸ (ه.ق) براي بار دوم به شيراز سفر كرده، در سفرنامه خود درباره اقدامات ملكه تاشی خاتون و توصيف آرامگاه، چنين نوشته است: اين آرامگاه در نظر شيرازی ها احترام تمام دارد و مردم برای تبرك و توسل به زيارتش می‌روند. تاشي خاتون، مادر شاه ابواسحاق، در جوار اين بقعه بزرگ، مدرسه و زاويه اي ساخته است كه در آن به اطعام مسافران می‌پردازند و عده اي از قاريان پيوسته بر سر تربت امامزاده، قرآن می‌خوانند شب هاي دوشنبه، خاتون به زيارت آرامگاه می‌آيد و در آن شب قضات و فقها و سادات شيراز نيز حاضر می‌شوند. اين جمعيت در بقعه جمه می‌شوند و با آهنگ خوش به قرائت قرآن مشغول می‌شوند. خوراك و ميوه به مردم داده م يشود و پس از صرف طعام، واعظ، بالاي منبر می‌رود و تمام اين كارها در بين نماز عصر و شام انجام می‌گيرد.

برای ادامه متن روی متن کلیک کنید

Wednesday, November 3, 2010

conversation

















گاهی هم صلح را بازداشت کنیم و بفرستیم به میدان جنگ بگذاریم که لمس کند وحشت مردن و خون سرخ و گرم
احمدرضا احمدی 


Monday, November 1, 2010

worker کارگر




















خودت را آنچنان بساز تا بتوانی بازیگر خوب و لایق این نمایشی باشی که قلم تقدیر در صحنه ی این زمین برای فرزند آدمی نوشته است.
دکتر علی شریعتی

my favorite pictures

    Share/Save/Bookmark
    Subscribe