Saturday, September 29, 2007

serial pictures of sunset عکسهای سریالی از غروب افتاب




این روزا دنیا واسه من

از خونه مون کوچیکتره

کاش می تونستم بخونم

قد هزار تا پنجره

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتن منه

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتنه منه

حالا که دلتنگی داره

رفیق تنهاییم میشه

کوچه ها نارفیق شدند

حالا که می خوام شب و روز

بهم دیگه دروغ بگم

ساعت ها هم دقیق شدند

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتنه منه

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتنه منه

وقتی که دلتنگ میشم و

همراه تنهایی میرم

داغ دلم تازه میشه

زمزمه های خوندنم

وسوسه های موندنم

با تو هم اندازه میشه

قد هزار تا پنجره

تنهایی اواز می خونم

دارم با کی حرف می زنم

نمی دونم نمی دونم

این روزا دنیا واسه من

از خونمون کوچیکتره

کاش می تونستم بخونم

قد هزار تا پنجره

طلوع من طلوع من

وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتنه منه

من این شعر رو که سیاووش قمیشی خونده خیلی دوست دارم گاهی اوقات وقتی غروب پر بزنه راهی نیست جز رفتن

طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتنه منه
امیدوارم که از این عکسهای سریالی غروب لذت ببرید این عکس های غروب رو توی یک دشت یا بهتر بگم بیابون گرفتم خیلی جالب بود. غروب تنهایی

2 comments:

  1. salam
    axat ghashangan .
    vali age blogeto to ghalebe photo blog misakhti ghashangtar ham mishod .
    rasti dorbinet chie ?

    ReplyDelete
  2. من با این آهنگ برای اولین بار عاشق شدم .
    دلم میخواد گریه کنم

    ReplyDelete

my favorite pictures

    Share/Save/Bookmark
    Subscribe